مصاحبه رسانه «صدای پرستار» با دکتر سامان صابر عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
**موضوع:** بررسی چالشها و مشکلات حوزه پرستاری و دانشجویان
**مصاحبهکننده:** حسینی (رسانه صدای پرستار)
**مصاحبهشونده:** جناب آقای دکتر صابر
**حسینی:** سلام جناب دکتر صابر. حسینی هستم از رسانه «صدای پرستار». میخواستم باهاتون یک مصاحبه داشته باشم در رابطه با مشکلات حوزه پرستاری و دانشجویان پرستاری. با اجازه شما این تماس ضبط میشه تا بعداً بتونیم منتشرش کنیم. شروع کنیم؟
**دکتر صابر:** خواهش میکنم، در خدمتتون هستم.
**حسینی:** آقای دکتر، با توجه به شرایط پرستاری و موج ناامیدی که در چند سال اخیر ایجاد شده، آیا این ناامیدی و دلسرد شدنها تأثیرات منفی روی دانشجویان پرستاری دارد؟ چقدر میتواند در طبیعت حرفهای پرستار تأثیر منفی بگذارد؟
**دکتر صابر:** عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت شما و تمام شنوندگان عزیز. باید عرض کنم که متأسفانه ما در حال حاضر با یک واقعیت تلخ روبهرو هستیم؛ در زمانی که داریم دانشجویان پرستاری را برای آینده تربیت میکنیم. من از چند جهت این واقعیت را تلخ میشمارم:
**استرس شدید تحصیلی و بالینی:** دانشجویان ما در حال حاضر این استرس را در محیط بالین تجربه میکنند و بهصورت ناخواسته در معرض بسیاری از درد و رنجهای بیماران قرار گرفتهاند.
* **کمبود نیروی انسانی و فشار مضاعف:** در حالی که بسیاری از دانشجویان ما شاید در حال حاضر آمادگی لازم برای این نوع آموزش را نداشته باشند، اما به دلیل رنج باسابقه بالایی که در نظام سلامت در زمینه کمبود نیروی انسانی داریم، مجبور هستیم این دانشجویان را بهسرعت برای فارغالتحصیلی آماده کنیم تا بتوانند در جامعه مشغول به کار شوند.
نباید از این غافل بشویم که این استرسهایی که به بچههای ما وارد میشود، ممکن است این افراد را در معرض ترک حرفه یا ترک شغل در همان سالهای اول کاری قرار دهد و این خودش یک تهدید بسیار بزرگ است. اساتید و تصمیمگیرندگان در این زمینه باید خیلی به آن توجه کنند تا ما بتوانیم دانشجویان تابآوری را برای نسل آینده پرستاری تربیت کنیم که بتوانند کمککننده باشند.
**حسینی:** همیشه بحث سهمیهها در بین دانشجویان هست و حالا فقط در یک رشته خاص خلاصه نمیشود. به نظر شما در کنار این مسئله، باز شدن پای مؤسسات غیرانتفاعی جهت تربیت پرستار، شرایط خاص کشور در چند مرحله و عدم برگزاری کلاسها و آنلاین شدن امتحانات، چقدر میتواند ما را به مرز نگرانی در جهت سلامت جامعه نزدیک کند؟
**دکتر صابر:** متأسفانه تمام مواردی که شما گفتید دقیقاً دغدغههایی هستند که بیش از پیش دارد به این بحران دامن میزند. دانشجویی که از آن مرجع خاص خودش نتواند تربیت بشود و تحصیلش را ادامه بدهد، قطعاً نمیتواند دانشجوی باکفایتی در زمینه پرستاری باشد.
چالشی که داریم این است که اگر این مؤسسات ایجاد بشوند، با امکانات محدودی که دارند حتی اگر نتوانیم آموزش باکیفیت را به دانشجو ارتقا دهیم، قطعاً بعداً در محیط بالین هم با مشکلات عدیده بسیاری روبهرو میشویم. ما هرچه بیشتر باید روی مراکز آموزش عالی آکادمیکمان تلاش کنیم تا بتوانیم آموزشی مبتنی بر واقعیتی که الان در محیط بالین داریم، به دانشجویان ارائه دهیم.
چالش دیگر، فاصله بین آموزش و واقعیت کاری است که ایجاد شده. ما در محیط آکادمیک در حال آموزش ایدهآل مراقبتها به دانشجو هستیم؛ اما وقتی وارد محیط کار بالین میشوند با واقعیت تلخ کمبودها مواجه میشوند؛ شامل کمبود نیروی انسانی، کمبود تجهیزات و کمبود فضای فیزیکی جهت مراقبت باکیفیت از بیماران. همه اینها میتواند معضل را بیش از پیش در جامعه بزرگتر نشان دهد.
**حسینی:** جناب دکتر، با توجه به برگزاری آزمون استخدامی و به حد نصاب نرسیدن داوطلبان در برخی مناطق، ترک کار خیلی از پرسنل شاغل و مهاجرت تعداد زیادی از همکاران؛ با توجه به آمار تعداد فارغالتحصیلان پرستاری و افزایش مهاجرت، آیا ما به تولیدکننده و صادرکننده پرستار تبدیل نشدهایم؟
**دکتر صابر:** متأسفانه با کماهمیت شمردن این موارد در سالهای اخیر، بله. با وجود اینکه خیلی به آن اشاره شده، بخش اعظمی از این مشکل (همانطور که همه میدانیم) معضلات مالی است. وقتی که پرستار ما آینده شغلی خودش را با حجم کاری بالا، کمبودهای فراوان و از آن طرف دریافتی فوقالعاده ناچیز (در مقایسه با خیلی از کشورهای اطرافمان) میبیند، باعث میشود با این هدف درس بخواند که بعد از فارغالتحصیلی به فکر مهاجرت باشد.
این مسئله ما را تبدیل کرده به دانشگاههایی که نیروی انسانی را برای سایر محیطها (غیر از محیطهای درمانی کشور خودمان) تربیت میکنند. قطعاً باید برای این موضوع چارهای اندیشید. نیازمند این هستیم که تمام سازمانها و ارگانهای دولتی پای کار بیایند و کمک کنند تا بتوانیم این حرفه را در جایگاه همیشگی و انسانی خودش حفظ کنیم؛ تا خدای نکرده پرستاری تبدیل نشود به شغلی صرفاً بابت امرار معاش و بدون تعهد.
**حسینی:** آقای دکتر خیلی ممنون که وقتتون رو برای ما گذاشتین. حتماً در یک وقت مناسبتر باز مزاحمتون میشیم، گفتوگوهای مفصلتری خواهیم داشت و از تجربیاتتون استفاده خواهیم کرد. ببخشید که مزاحم وقتتون شدیم. اگر نکتهای هست که مایلید اضافه کنید، بفرمایید.
**دکتر صابر:** خواهش میکنم. من فقط یک نکته را میخواستم بگویم؛ با توجه به اینکه هدف ما دانشجویان هستند، حداقل کاری که از ما برمیآید این است که یک بازنگری در کارآموزیهای بچهها داشته باشیم. به این صورت که هر چقدر بتوانیم به جای صرفاً انجام تکنیک، مهارتهایی مثل «خودمراقبتی»، «ارتباط در محیطهای پرتنش» و «مدیریت هیجانات» را به بچهها یاد بدهیم، میتوانیم دانشجویان تابآورتری تربیت کنیم. شاید با این کار در آینده فارغالتحصیلانی داشته باشیم که بتوانند این شرایط را بپذیرند و در کنار ما به امر مراقبت از بیماران بپردازند. انشاءالله بتوانیم با کمک هم بقیه مشکلات را هم مرتفع کنیم.
**حسینی:** انشاءالله، به امید خدا. آقای دکتر دیگه مزاحم وقتتون نمیشم. خیلی خوشحال شدم، قربان شما، زنده باشین، خدانگهدار.
**دکتر صابر:** سلامت باشین، خدانگهدار.
